157بودند تا ببينند پيامبر پس از آن همه بدى كه از قريش ديده اكنون با آنان چه مىكند. رسول خدا(ص)كه هر چه قدرتش فزونى مىيافت فروتنى و مهربانيش بيشتر مىشد، نگاهى به قريش كرد و به روايت ابن اسحاق 54/4 و واقدى 835/2 سخنان خود را چنين آغاز كرد: «سپاس خدايى را كه وعده خويش را انجام داد و بنده خود را يارى كرد و به تنهايى گروهها را شكست داد. شما چه مىگوييد و چه مىپنداريد؟» گفتند: نيك مىگوييم و نيك مىپنداريم، برادرى بزرگوار و فرزند برادرى بزرگوار هستى كه قدرت يافتهاى. در اين هنگام درياى رحمت تمام آزارها، بدىها، كينهتوزىها، ددمنشىها و جنگهاى بىرحمانه قريش را ناديده گرفت و در حالى كه اشك در چشمان مباركش حلقه زده بود و مردم نيز همه گريان بودند، با يك دنيا مهربانى و عطوفت و رحمت فرمود:
«فَإِنِّي أَقُولُ لَكُمْ كَمَا قَالَ أَخِي يُوسُفُ: لاٰ تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّٰهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّٰاحِمِينَ » .
من همان را مىگويم كه برادرم يوسف گفت. امروز بر شما ملامتى نيست خداوند بيامرزدتان، او مهربانترين مهربانان است.
«اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقاء».
برويد كه شما آزادشدگان هستيد.
از اينرو به اهل مكه «طُلَقاء» مىگويند.
بىشك اين عفو و گذشت حيرتانگيز رسول اكرم(ص) از زيباترين و درخشانترين جلوههاى مهر و محبت بود كه به دست مهرپرور آن پيامآور رحمت تجلى كرد تا آنجا كه در طول تاريخ بشر نمونهاى براى آن