89هنگامى كه رسول خدا(ص) در بين مردم قرآن مىخواند، مشركان براى جلوگيرى از نفوذ آن در دلهاى مستعد، جنجال به پا مىكردند و با غوغا و ولوله نمىگذاشتند كسى سخن او را بشنود و نَضْر بن حارث در مقابله با نفوذ قرآن داستان رستم و اسفنديار را براى عربها بازگو مىكرد. كسانى را كه از خارج مكه براى تحقيق در دين جديد و پذيرش اسلام به مكه مىآمدند از ملاقات با پيامبر و شنيدن سخنان او منع مىكردند و خلاصه آن حضرت را به شاعر، ساحر، كاهن و مجنون بودن متهم مىساختند. اما هيچ يك از اين ترفندها نتوانست جلوى نور حق و حقيقت قرآن را بگيرد، زيرا خدا در آيه نه سوره صفّ فرموده است:
>هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ <.
اوست كه رسول خود را با هدايت و دين راستين فرستاد تا آن را بر همه دينها غالب گرداند، هر چند مشركان ناپسند دارند.
شكنجه و آزار
تا زمانى كه پيامبر(ص) از بتها بدگويى نمىكرد قريش نيز مدارا مىكردند و چندان حساسيتى از خود نشان نمىدادند ولى پس از آنكه رسول خدا به تقبيح و سرزنش بت و بتپرستى پرداخت واكنش نشان دادند و چون از راههاى گوناگون فكرى و مسالمتآميز نتوانستند كارى انجام دهند، دست به اقدامات عملى زدند و به آزار و شكنجه مسلمانان پرداختند. آن عده از مسلمانان كه از قبايل سرشناس بودند كمتر شكنجه مىشدند، زيرا يا قبايل آنها از ايشان دفاع مىكرد و يا خودشان به