139دستيار شما هستم، همانگونه كه مراد شماست در آن وارد مىشوم و موفقيتم فقط از ناحيه خداست.
شب هنگام جلادان قريش گرداگرد خانه رسول خدا(ص) را با شدت و دقت تمام محاصره كردند، بهطورى كه پرندهاى نتواند در آنجا پرواز كند. طبرسى در اعلام الورى 62/ گويد: پاسى كه از شب گذشت و جلادان به خواب رفتند رسول خدا(ص) قدرى خاك بر سر آنان پاشيد و با تلاوت آيه نهم سوره يس > وَ جَعَلْنٰا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنٰاهُمْ فَهُمْ لاٰ يُبْصِرُونَ < منزل را ترك كرد و خداوند روى چشمهاىشان را پوشاند تا حضرتش را نبينند. صبحگاهان كه مهاجمان به خانه وحى هجوم بردند و گرداگرد بستر حضرت را محاصره كردند، على(ع) از جاى برخاست. پرسيدند: پسرعمويت محمد كجاست؟ فرمود: «مگر شما مرا نگهبان او قرار داده بوديد؟! شما خواستيد از شهرتان بيرون برود او نيز بيرون رفت». از اين پاسخ خشمناك شدند و به آزار و اذيت آن حضرت پرداختند و به روايت عيون التواريخ 98/1 ابتدا او را در مسجدالحرام حبس نموده و سپس آزادش كردند. به اتفاق علماى شيعه و سنى آيه دويست و هفت سوره بقره:
>وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ<.
از مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مىفروشد و خدا بر بندگان مهربان است.
به اين فداكارى و جانبازى اميرالمؤمنين(ع) در ليلة المبيت اشاره دارد.