138
>وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ <.
به يادآور آنگاه را كه كافران درباره تو مكر ورزيدند تا تو را دربند كشند يا بكشند و يا بيرون رانند، آنان مكر مىورزند و خدا هم مكر مىورزد و خدا بهترين مكركنندگان است.
يعقوبى 39/2 گويد: قريش مصمم و همداستان شدند تا رسول خدا را به قتل برسانند. گفتند هم اينك كه ابوطالب درگذشته ديگر كسى را ندارد تا او را يارى كند. چند نفر جوان از سران قريش از جمله ابوجهل، ابولهب، امية بن خَلَف، عُقبة بن ابى مُعَيط و نَضْربن حارث انتخاب شدند و قرار شد شب اول ماه ربيعالاول شبانگاه به خانه پيامبر(ص) هجوم برده و همه با هم با يك ضربت پيامبر را به قتل برسانند!
رسول خدا(ص) به وسيله وحى از توطئه آگاه شد و به على(ع) دستور داد در بستر وى بخوابد و روپوش سبز آن حضرت را روى خود بكشد. به روايت شيخ طوسى در امالى 465/ اميرالمؤمنين پرسيد: «اى پيامبر خدا! با خوابيدن من در آنجا شما سالم خواهيد ماند؟» پيامبر فرمود: آرى. على بن ابىطالب(ع) تبسمى كرد و خنديد و خود را به روى زمين انداخت و سجده شكر بهجاى آورد سپس برخاست و گفت:
«اِمْضِ لِما أُمِرْتَ فِداكَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ سُوَيْداءُ قَلْبِي وَ مُرْنِي بِما شِئْتَ أَكُنْ فِيهِ كَمَسَرَّتِكَ واقِعٌ مِنْهُ بِحَيْثُ مُرادِكَ وَ إِنْ تَوْفِيقِي إِلاّ بِاللهِ».
آنچه را مأمور گشتهاى انجام ده كه چشم و گوش و سويداى قلبم فداى تو باد! فرمانم ده به هر چه كه مىخواهى كه همانند