132ه . آخرين دليلى كه نمىتوان از نظر دور داشت وضعيت بحرانى يثرب و اختلافات و جنگهاى خانمانسوز چندين ساله بين دو قبيله اوس و خزرج بود كه از آن به ستوه آمده بودند و دنبال راهكار و چارهاى مىگشتند. از اين رو يكى از آنان در ملاقات با پيامبر(ص) به اين امر تصريح كرد.
مقدمات هجرت
با پخش خبر پيمان يثربيان با رسول اكرم(ص) سختگيرى قريش بر مسلمانان شدت يافت و پس از آن زندگى در مكه طاقتفرسا گشت، تبليغ و نشر اسلام در شهر مكه به بنبست رسيد. شهر طائف هم كه اسلام را پذيرا نشد، سران قبايل جزيرة العرب نيز دين جديد را رد كردند. در اين زمان بود كه پيامبر بايد تصميم جديدى اتخاذ مىكرد و چارهاى مىانديشيد.
به گفته نويسنده راه محمد 29/2 فراروى پيامبر تقريباً دو راه اساسى بيشتر وجود نداشت؛ يكى ماندن در مكه و مبارزه و درگيرى با سران شرك، ديگرى خروج از مكه و هجرت به سرزمينى ديگر. آرى، راه اول براى آن حضرت ممكن بود، زيرا او ياران از جانگذشتهاى داشت كه حاضر بودند هر لحظه و در هر نقطه جان خود را فداى پيامبر نمايند و هر كس را كه او دستور دهد پنهانى به قتل رسانند. با اين كار نگرانى و وحشت سران قريش را فرا مىگرفت بهطورى كه زندگى در مكه نگرانكننده و مشكل مىشد. اما ايشان اين راه را به هيچ وجه انتخاب نمىكرد، زيرا او پيامبر رحمت بود نه پيامبر وحشت، براى رستگارى و