43گفتند «صبأنا» به درستى درنيافته بود، اعتراض كرد. لذا خالد در اين كار معذور است.
ماجراى اسامة بن زيد نيز - كه خود و پدرش نزد رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم محبوب بودند - از همينگونه است. بخارى به نقل از ابىظبيان آورده است:
شنيدم كه اسامة بن زيد مىگويد: رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم ما را به منطقه حرقه گسيل داشت. صبحگاه با آن قوم نبرد كرديم و آنان را شكست داديم. من و يكى از انصار مردى را تعقيب كرديم و هنگامى كه به او دست يافتيم، گفت: لا اله الا الله. آن مرد انصارى با شنيدن اين سخن دست كشيد، ولى من به او نيزه زدم و او را به قتل رساندم. وقتى بازگشتيم اين ماجرا به گوش پيامبر رسيد و فرمود: اى اسامة! با اينكه لا اله الا الله گفت، او را به قتل رساندى؟! گفتم: براى نجات جانش به اين كلمه پناه برد. رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم مرتب همان سخن را تكرار كرد؛ طورى كه آرزو كردم كاش تا آن روز مسلمان نشده بودم. 1
در روايت ديگرى آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه [و آله] و سلم به او فرمود: «چرا قلبش را نشكافتى تا ببينى راست مىگويد يا دروغ؟!»