78پوشش چهره زيبايش را برداشت و گفت: مدتى است كه شيفته جمال تو شدهام و راه رسيدن را به وصالت اين ديدم. اكنون، در اين خانه، تنها من و تو هستيم. بايد كام مرا برآورى، وگرنه تو را رسوا ميكنم.
گفتم: اى زن! از خدا بترس، دامن به زنا آلوده مكن؛ زنا از گناهان بزرگ و موجب افتادن به آتش دوزخ است. نصيحت و موعظهام در او تأثير نگذارد، اما ناگاه فكرى به ذهنم رسيد. از وى خواستم كه به من براى رفتن به دستشويى اجازه بدهد. زن به گمان اينكه به قصد قضاى حاجت بدانجا مىروم، مرا آزاد گذاشت. من به دستشويى رفتم و براى حفظ ايمان و آخرت و كرامت انسانيام، سراپاى خود را به نجاست آلودم. چون زن مرا با آن وضع ديد، در منزل را گشود و مرا بيرون كرد. خود را به آب رساندم، بدن و لباسم را شستم و خداوند به پاداش اينكه براى حفظ دينم، خود را به بوى بد آلودم، بويى همچون بوى عطر و دانش تعبير خواب را به من بخشيد. 1
2. دوستى و ياد خدا
ذكر؛ يعنى به زبان آوردن نامهاى الهى و انديشيدن در مفهوم آن و آراستن باطن خويش به نور آن، به «زبانى» و «قلبى» تقسيم مىشود. ذكر