772. از دايره حكومت الهى خارج شو و آنچه مىخواهى گناه كن؛
3. جايى را انتخاب كن تا خداوند تو را نبيند و هر چه مىخواهى گناه كن؛
4. وقتى عزراييل براى گرفتن جان تو نزد تو آمد، او را از خود بران و هر چه مىخواهى گناه كن؛
5. زمانى كه مالك دوزخ تو را به سوى آتش برد، تو به سوى آتش مرو و آنچه مىخواهى گناه كن. 1
ماجراى ابنسيرين، گوياى باور به حضور خداوند و در اينباره آموزنده است. محمد، فرزند سيرين بصرى، در تعبير خواب و تطبيق دادن خوابها با حقايق، توانا بود و در اين كار از لطايف قرآن و روايتها بهره مىبرد. او درباره سرگذشت خود چنين مىگويد:
در بازار به بزازى مىپرداختم، روزى زنى زيبا براى خريد [چيزى] به مغازهام آمد و من نميدانستم كه به دليل جوانى و زيباييام، عاشق من است. مقدارى پارچه از من خريد و آن را در ميان بغچه پيچيد و ناگهان گفت: اى مرد بزاز! فراموش كردهام پول همراه خود بياورم. كمك كن و اين بغچه را تا در خانهام بياور و آنجا پولش را دريافت كن. من ناگزير تا در خانه او رفتم و او مرا به درون خانهاش برد. هنگامى كه به آنجا رفتم، او در را بست و