117را پشت سر بگذارد.
مرگ سرنوشت نهايى و حتمى همه آدميان است 1 كه چارهاى جز پذيرش آن ندارند و در طلب خود به طورى جدى است كه هيچ كسى از بر جاى ايستاده و فراركننده، از تيررس آن به دور نيست. 2
بر اين اساس، انديشيدن در اين سرنوشت تغييرناپذير، امرى عقلانى است. على(ع) از كسى كه مرگ را فراموش كرده در حالى كه مردگان را مىبيند، اظهار شگفتى مىكند و براى آنانكه عبرتپذيرند «ديدن جنازه بىجان را بهترين موعظه مىداند». 3
مرگ، جايگاه شايسته و حقيقى آدمى را به خوبى نشان مىدهد. اگر فردى در سرتاسر عمر خويش فروتنى و خشوعى را كه لازمه بندگى در پيشگاه پروردگار بىهمتاست، پيشه خود ساخت، با فرا رسيدن لحظه مرگ، آثار تسليم سراسر وجود او را فراخواهد گرفت، و شايد از اين رهگذر، مرگ اطرافيان براى اينگونه افراد پندآموز باشد. در روايت آمده است: «اگر سه چيز نبود، آدمى هرگز در برابر خدايش سر تسليم فرود نمىآورد، آن سه عبارتند از: بيمارى، نيازمندى و مرگ». 4