86
سرّ نماز احرام
زائر در ميقات لباس ظلمت افكنده و غسل توبه كرده است. لباسِ احرامِ عزت پوشيده كه زمان حضور در پيشگاه الهى است. اينك لحظۀ حضور است، اينك زمان توجه و تقرب است، و اينك گاهِ نماز عشق است؛ نماز عشق بر سجادۀ عشق در بارگاه عشق. زائر در آن لحظات زمين و زمينيان را ترك كرده و سبكبار گشته، با بالهايى به وسعت پرواز به سوى بهشت نور پر مىكشد و در افق ملكوت بال مىگشايد و تا عمق هستى پرواز مىكند، او لايههاى نور را يك به يك درمىنوردد و چونان قطرهاى در اقيانوس هستى محو مىشود.
زبان حال نمازگزار به خدا اين است كه آغوشش را به روى او بگشايد، فصل با خدا بودن را براى زائر آغاز كند، مرغ دل را از قفس تن جدا كند و راه پرواز تا آشيانه را به او نشان دهد. گفت و گوى نمازگزار در ميقات با خداوند، در محضر خدا، گفت و گويى رودررو و چهره به چهره است. او دست اميد به آسمان بلند مىكند و با دلى شكسته و چشمى گريان تمام دارايى خويش را كه چيزى جز «ندارى» نيست تقديم مىكند. فقر و كاستى خويش را به چشم، عيان مىيابد و با خدايش زمزمه مىكند؛ عقدۀ اندوه با او وامىكند، نياز به