82كه آنها را مىبرد و گروهى مىآورد كه غفرانش شامل حال آنان شود. بنابراين در جانب خدا اصل رحمت است و آمرزش و از اين رو اصل در انسان گناه است و خطا، زيرا گناه تقاضاى غفران دارد، البته اين به معناى جبر نيست، بلكه بدين معناست كه در ميدان مسابقه ميان اسماى الهى، اسم رحمان غالب است و پيروز.
نكتۀ ديگر در باب توبه اينكه، توبه يعنى بازگشت از مخالفت حق به فرمانبرى او. شخص تائب كسى است كه از مخالفت خدا بازگردد، از آن پشيمان گردد و با خدا عهد بندد كه بعد از آن نزديك گناه نشود. از آنجا كه محور توبه بازگشت از گناه است، گناهشناسى شرط اساسى توبه است. بر سالك لازم است پيش از همه، تمامى گناهان و خطاها را به دقت شناسايى كند تا بتواند از آنها اجتناب ورزد.
امام موسى بن جعفر عليه السلام از كنار خانهاى مىگذشتند، سر و صدا و شواهد بزم و جشن مفصلى را مشاهده كردند. از مستخدم منزل كه بيرون آمده بود پرسيدند: صاحب اين سرا، آيا بنده است يا آزاد؟ او با شگفتى پاسخ داد: صاحب خانه آزاد است و گرنه چگونه مىتوانست بزمى به راه اندازد. امام فرمودند:
آرى اگر بنده بود چنين نمىكرد و گذشتند. چون اين پرسش و پاسخ به گوش بُشر (صاحبخانه) رسيد، شتابان به دنبال حضرت شتافت و به دست آن حضرت توبه كرد و به احترام آن لحظهاى كه از روى شتاب كفش به پا نكرده بود، ديگر هرگز كفش نپوشيد و از اين رو به حافى (پابرهنه) مشهور گرديد. 1ابو بصير از اصحاب امام صادق عليه السلام مىگويد: همسايهاى داشتم كه بسيار گناه مىكرد و من بارها به او تذكر داده بودم كه دست از گناه بردارد؛ اما او