78عالم الست باز مىگردد؛ او از خود شروع كرده، براى ديدار خدا آماده مىشود.
ميقات نقطۀ عزيمت يك سفر معنوى و روحانى است؛ سفرى از دنيا به آخرت، سفرى از توبه به توحيد، سفرى از كثرت به وحدت، سفرى از شهادت به غيب، سفرى از ظاهر به باطن، سفرى از «من» به «او» و سفرى از «من» به «تو». به ميقات آمدم تا بينم او را
ميقات، شميم حضور است، نسيمى است كه صبا از آن طرّه بگشايد، ميقات، برهنه شدن از رسوم و عادات و در بر كردن لباس قنوت و عبوديت است. ميقات شكوهى به اندازۀ قيامت دارد، ميقات محل انابه، ابتهال و تضرّع است، ميقات، اجابت ندايى است كه از عمق تاريخ بر مىآيد، ميقات تن دادن به زلال علم و معرفت و درنگى در گذشتۀ خويشتن است، به شاهراه صراط مستقيم آمدن است، ميقات، سرّ زمان است، ميقات مردن از گذشته و يافتن حياتى دوباره است، گذشتن از پستىها و پيوستن به زيبايىهاست، ميقات تهى شدن از غير او و سرشار از او گشتن است. سالك در ميقات خوديت را دفن و خدا را اظهار و بر ملا مىكند و ميقات، وقت مؤانست و عشق بازى است. در ميقات بايد نعلين انانيت بركند؛ زيرا آنجا وادى قداست و نور است.
« فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» 1 ؛
«نعلين از خود بدور كن كه اكنون در وادى مقدس قدم نهادى.»
در ميان ميقاتها مسجد شجره رمزى ديگر دارد. سرّ آن را بايد در عمل