74طبيعى و رفض علقههاى نفسانى ندارد. در اين صورت انسان به سوى عالم تجرد بالا مىرود، ملكوت و جبروت را در مىنوردد تا به اصل حقيقت هستى واصل شود كه اين مقام، اتصال با كعبۀ مقصود و ديدار يار است.
اما بشر از ماده زاده شد و با ماده در ظلمتكدۀ طبيعت رشد مىكرد.
ظلمت ماديت، بستر زندگى انسان است، آدمى در بيكران شهوات و كثرات غوطه مىزند، امواج علايق و وابستگىهاى مادى او را هر لحظه به طرفى پرتاب مىكند، هنوز از بيهوشى موجى به هوش نيامده، موج سهمگين ديگرى، سيلى تاريكى و ماديت به صورت او صدمه مىزند، امواج خروشان اين درياى هولناك و دهشتانگيز هر لحظه او را بيشتر فرو برده، به گونهاى كه نالهها و فريادش ميان نهيب امواج گم مىشود؛ به هر سو كه مىنگرد، حرمان و حسرت است و تهديد و رعب.
در اين ميان گاهى جذبهاى از آسمان درمىرسد كه چون نسيم جان بخش و روحافزايى او را نوازش مىدهد؛ اين جذبۀ مهرانگيز او را به سمت بالا دعوت مىكند، به مقصد و مقصود سوق مىدهد، اما افسوس كه اين نسيم حيات بخش و اين جذبۀ رحمانى دوامى ندارد و چونان برقى رونده و گذرا عبور مىكند.
«أَنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُم نَفَحَات أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا». 1«در روزگارانتان نسيمهايى مىوزد، آگاه باشيد كه به آن اقبال كنيد و از آن دورى نكنيد.»
مهمترين توشۀ سلوك، ترك مخالفت الهى است. معصيت، مخالفت