65حالى كه مىتواند به امورى دست يابد و آن امور مسخّر و در اختيار اويند، انسان نبايد آنها را طلب كند و فقط بايد طالب او باشد. لطيفۀ احرام، تحريم انسان بر اشيا است بدين لحاظ كه انسان بايد خود را وقف خدا كند، نه ما سوا!
ب: شهود و فنا
سرّ ديگر احرام آن است كه مشاهدۀ محسوسات و ماديات را بر خود حرام كند و در گامى بالاتر، شهود ما سوا را بر خود حرام سازد. به عبارتى ديگر، از احرام، به فنا دست يابد و از احرام متوجه عالم روحانيّت، عالم وصل و عالم اسماى الهى شود كه اين كعبۀ حقيقى و اين حج انفسى است.
اگر دل، چونان آينه، از كدورات، آلودگىها، پليدىها و ناپاكىها فاصله گيرد و پاك و صيقلى شود، صفا به كمال مىرسد و اشراق آفتاب جمال به قلب مىنشيند. بدين سعادت تنها دلهاى صاف و مستعد دست مىيابند و اين جام جهان نماى تجلّى را فقط رياضت و تخلى در پى مىآورد و از اين روست كه در فتوحات، بحث تجلّى بعد از تخلّى مطرح مىشود. 1آينه سكندر جام جم است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
اگر آينۀ دل از صفات بشريت و زنگار طبيعت صاف شود، صفات روحانى بر دل تجلى مىكند و انوار غيبى بر جان آدمى غالب مىآيد. در اين صورت