170استدلال كرده و آورده است: «آيا اين، محض حقيقت و حقيقت محض نيست كه پاكترين بارگاه روى زمين، بارگاه و ضريح والاترين و گرامىترين شخصيّت جهانى باشد؟»
آرى گيتى همواره تكاپو دارد تا كاملترين فرد انسانى و جامعترين كمالاتى را كه مىتواند در طبيعت بشرى، ظهور و بروز پيدا كند و بالندهترين روح و روان را در قلمرو ملكوت و جبروت بيافريند. در اين راستا، نور واحدى پديدار كرد و آن را به دو نيمه، تقسيم نمود. سرور پيامبران، حضرت محمّد(ص) و سرور جانشينان، حضرت على(ع) سپس آن دو را بار ديگر، درهم آميخت و امام حسين(ع)، كانون آن دو نور و عصاره آن دو گوهر گرديد. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «حسين(ع) از من است و من، از حسينم» و آنگاه گيتى، براى هميشه از زادن مثل و مانند آنان، عقيم و نابارور شد.
هرگاه، حق زمين است كه برآن، سجده شود و سجده بر غير زمين، روا نيست، آيا بهتر و شايستهتر نخواهد بود كه سجده بر روى برترين و پاكترين نقطه زمين كه عبارت از تربت حسينى است، صورت گيرد؟
راز اين برترى و پاكيزهترى نيز اين است كه اين تربت، والاترين ماده، پاكترين عنصر و خالصترين گوهر، برروى كره زمين است. چگونه چنين نباشد كه شرافت ذاتى آن، ضميمۀ پاكى عنصرىاش گشته است و چون به لحاظ جسم و جان و حقيقت و صورت، منطبق و هماهنگ گرديده، ناگزير شريفترين بقعۀ روى زمين شده است، همانگونه كه بعضى از نويسندگان برجستۀ معاصر 1، صريحاً بيان كردهاند و بسيارى از احاديث و اخبار و شواهد و آثار، بر اين حقيقت گواهند.