144انگيزه پيشگيرى از شورشهاى داخلى و خطرات احتمالى كه به واسطۀ ازدحام جمعيت در حائر اتفاق مىافتاد - همچون قيامهاى عبيدالله بن حرّ جعفى، سليمان بن صرد خزاعى و ديگران - صورت گرفته است.
اين در حالى است كه بنى عباس، گويا به خاطر عدم مشاركت با بنىاميّه در ريختن خون پاك آن حضرت، قبر مطهرش را ويران ساختند و بارها در صدد محو آن برآمدند، تا جايى كه زبانها به ملامت آنان دراز گشت و شاعران، به هجو و بدگويى ايشان پرداختند. از جمله [برخى از آنان] سرودند:
لله ان كانت أميۀ قد أتت
به خدا سوگند! اگر بنىاميّه، فرزند دختر پيامبر خود را مظلومانه سربريدند. به يقين، عموزادههاى او نيز چنان كردند. اين بار به جان تو سوگند! آرامگاهش را ويران ساختند. متأسف از اينكه با بنىاميّه، در كشتنش شريك نبودند. به كاويدن در آرامگاه و پارههاى پيكرش پرداختند.
شايد دليل عدم تعرض بنىاميّه به حائر مقدس و دست اندازى مكرّر بنى عباس به آن، اصولاً به موقعيت پايتخت و مركز حكومت، در هر دوره و دولت باز مىگردد. نبايد از نظر دور داشت كه دورى و نزديكى مركز حكومت هر يك از بنىاميّه و بنىعباس، نسبت به حائر مقدس، تأثير ژرف و عميقى بر مقدرات حائر داشته است. زيرا خلافت مستقر در شام، به واسطه دورى از اين بارگاه در دوران بنى اميّه، نمىتوانسته بر جريانات حائر و پيرامون آن، اشراف و احاطه داشته باشد؛ چنانكه بغداد در دوران بنىعباس و به خاطر نزديكى به حائر، از چنين اشراف و