102قرار دارد كه ورودى اصلى حائر مقدس است و موقعيّت خود را تا امروز حفظ كرده و ديگرى در سمت مشرق، واقع است و آن، درى است كه حائر حسينى(ع) را از جانب بارگاه برادرش، ابوالفضل العباس(ع) كه در ساحل رود فرات قرار دارد، به شهر [در زمان تأليف كتاب] متصّل مىنمايد.
اطراف هر يك از اين درهاى ورودى، با خطّ قديمى كوفى و نقشهاى برجسته آيات قرآن عظيم، تزئين شده است. شايد در ميان آنها؛ بلكه پيشاپيش آنها، آيۀ شريفهاى خطّاطى شده كه از فضيلت شهادت و جاودانگى شهيدان، سخن مىگويد:
( ) (آل عمران: 169)
هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند؛ بلكه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.
شايد از اين روست كه اين آيۀ كريمه، واقعاً و حقيقتاً مناسب چنين مقام و جايگاهى است.
پيشينيان در نوشتههاى خود، به منظور بهرهمندى بهتر و بيشتر ما، بعد از بيست و پنج سال اوّل قرن دوّم هجرى راجع به حائر و ويژگىهاى آن، مطالبى به يادگار گذاشتهاند و ما اكنون، هرچند از فاصلۀ دور، مىتوانيم از آن تصورّى در ذهن خود داشته باشيم. از جملۀ اين مطالب، روايتى است كه به چند طريق از حسين، نوه دخترى ابوحمزه ثمالى از شيعيان برجسته و مورد اعتماد 1، نقل شده كه گفته است: