189استقرار يافت و مردم تكبير گفتند. و اين گونه بود كه فرزدق شاعر، اين جريان را در قصيدۀ خود گنجاندند: يكاد يمسكه عرفان راحته ...
در اهميّت اين سروده همين بس، كه زنى از كوفه فرزدق را در خواب ديد، از وى پرسيد خدا با تو چه كرد؟
او در جواب گفت: خداوند براى قصيدهاى كه در مدح علىبنالحسين(ع) سرودم، مرا آمرزيد. 1
داستانى ديگر از حَجَرالاسود
شنيده شده اين سنگ با عظمت، در اثبات