188
2. يُقَلِّبُ رَأساً لَمْ يَكُنْ رَأسَ سَيِّدٍ
وَ عَيْناً لَهُ حَوْلاَءَ بَادٍ عُيُوبُهَا
1- آيا او مرا زندانىمىكند مابين مدينهو مكّهاى كهبه سوى آندلهاى مردمبه جهتانابهو رجوعبهخدا ميلمىكند؟
2- او سرى تكانمىدهد كهسر بزرگمرد و سالار نيست، و چشمانلوچىدارد كهعيبهايش آشكارا و نماياناست.
چونخبر اينابيات هجويّهرا بههشامدادند، مجبور به آزادى او شد و بنا به نقلى او را به بصره تبعيد نمود. 1فرزدق در بيت دهم ، اشاره به يك حادثۀ تاريخى نموده است:
به خاطر جنگ حَجّاج با ابن زبير، خانۀ كعبه تخريب گرديد، در بازسازى آن، هنگامى كه خواستند حَجَرالأسود را نصب كنند، هر يك از علما، قضات، زهّاد يا بزرگان ديگر براى نصب حجر اقدام مىنمودند، حجر لرزيده و در جاى خود استقرار نمىيافت، تا آن كه حضرت سجّاد(ع) آمده و نام خدا را بر زبان جارى نموده و آن را در جاى خود گذاشتند، حَجَرالأسود در جايش