176امام جعفر صادق(ع) مىفرمايند: حَجَرالأسود، تكيهگاه حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه الشّريف به هنگام بيعت مردم با او در آغاز قيام جهانى و عدالتگستر آن حضرت است.
داستان هشام و فرزدق شاعر
داستان معروف فرزدق شاعر و شعر جاودانهاش دربارۀ حضرت سيّد السّاجدين به هنگام استلام حَجَر چطور اتّفاق افتاده است؟
در اوج قدرت عبدالملك مروان، فرزند و ولىّعهدش هشام، در موسم حجّ به مكّه آمد و مشغول طواف بود، خواست حَجَرالأسود را لمس كند ليكن جمعيّت انبوه طوافكنندگان، اين اجازه را به او نداد، به ناچار منبرى براى او گذاشتند، روى آن نشست و شاميان نيز گرد او نشستند، ناگهان مردى زيباروى و باوقار در حالىكه ردايى بر تن داشت و آثار سجده بر پيشانيش آشكار بود، از در مسجدالحرام وارد و به طواف مشغول شد و چون به حَجَرالأسود رسيد مردم براى او راه را باز نموده و وى به راحتى حَجَرالأسود را استلام كرد.
مرد شامى با تعجّب به هشام گفت: اى اميرمؤمنان! اين شخص كيست ؟
هشام براى آن كه شاميان به آن حضرت گرايش پيدا نكنند گفت: او را نمىشناسم!