25اكيد بدهيد كه نگذارند حجّاج شيعه از خانههاى خود بيرون آيند، تا براى حفظ حيات آنها اقدامى به عمل آيد.
ديگر اينكه عدّۀ زيادى پاسبان و افسر فهميده، به حرم و ساير جاهايى كه محلّ اجتماع حجّاج است بفرستيد كه از نزاع و اختلاف حجّاج جلوگيرى كنند، از ملك هم بايد اجازه گرفت كه حجّاج ايرانى پيش از ساير حجّاج به مدينه مسافرت نمايند. رييس شهربانى مطابق تقاضاى ما اين اقدامات را پسنديد.
اينجانب و عدّهاى ديگر از حجاج عراقى نيز اين موضوع را به آگاهى ساير حجّاج شيعه رسانيديم، از قرار معلوم حاجى بدبختى كه بىگناه و در نتيجۀ جهل و تعصب، مقتول شده از اهالى يزد بوده كه با عيال خود به حج مشرف شده بوده است و در حال طواف در نتيجۀ گرمى هوا و كسالت، حالت استفراغ به او دست مىدهد و براى اينكه قِى او زمين را آلوده نكند، در دامن احرام خود استفراغ مىكند، عدّهاى از حجاج احمق و متعصّب كه غالباً مصرى بودهاند، او را در اين حال مشاهده مىنمايند و چون اين امر بىاساس بين سنّىها شايع است كه شيعيان، حرمِ مكّه و مدينه را متعمّداً ملوّث مىكنند؛ به او حمله نموده، كتك سختى به او مىزنند و دامن احرام از دست بىچاره رها شده، قى روى زمين حرم مىريزد، همان عدّه و عدّهاى ديگر بر عليه او شهادت داده، به تهمت اينكه متعمّداً در حرم مكّه تَغَوُّط نموده او را محكوم به قتل مىكنند و بهطورى كه شرح آن در بالا گفته شد، او را به قتل مىرسانند و چون با اين