126
2 - نقل ماجرا در كتاب تاريخ اردكان
يكى از جريانات سياسى مرموزى كه در سال 1322 شمسى اتفاق افتاد و علت واقعى آن هيچگاه روشن نشد ماجراى گردن زدن ابوطالب اردكانى بود.
وى كه يك كشاورز 25 ساله 1 اردكانى بود و 5 سال بوده كه از ازدواجش مىگذشت در آن سال به اتفاق دو نفر ديگر (آقايان حاجى غلام معصومى معروف به پهلوان و حاجىقلى) راهى زيارت خانه خدا گرديد و هنگام خروج از منزل، قرآن را باز نموده و بر حسب اتفاق به آيهاى از قرآن برخورد كه بيان كننده ماجراى حضرت يوسف بود و ابوطالب با ناراحتى به همسر و ديگر بدرقه كنندگان گفت من به سرنوشت يوسف دچار مىشوم. 2 اما بدرقه كنندگان به او دلدارى داده مىگفتند سفر حج سختى زياد دارد و آيه قرآن نشان دهنده اين سختىها مىباشد.
به هر حال ابوطالب راهى مكه گرديد و در جريان طواف به علت بيمارى به استفراغ مبتلا گرديد و براى احترام خانه كعبه بلافاصله احرامى خود را جلوى دهان گرفت و در نتيجه احراميش