31حيث مذهبى زادۀ برداشت نادرستى است كه از اين موضوع داشتهاند. چراكه اينان غالباً تقريب مذاهب را به معناى انفعال مذاهب در برابر يكديگر و مستلزم دست شستن از پارهاى عقايد و ديدگاههاى اساسى هر مذهب به سود مذهب ديگر انگاشتهاند.
در حالى كه ما از اين مقوله تعريف متفاوتى ارائه داديم و گفتيم كه تقريب مذاهب اسلامى اساساً چيزى جز تعامل و گفتوگوى مفيد و قانونمند مذاهب نيست؛ چيزى كه ريشه در فرهنگ اصيل اسلامى و آموزههاى قرآن كريم دارد.
البته ممكن است جريانهايى وجود داشته باشند كه اساساً گفتوگوى مذاهب اسلامى را نيز