166ناميد، ولى چون همگى نور خدا را ديده بودند، از احترامى برخوردارند، گرچه اين احترام نمىتواند توجيهگر كارهاى خلاف و نادرست برخى از آنها باشد.
از اين بحث گسترده نتيجه مىگيريم كه:
1. ياران پيامبر همگى از نظر تقوا و پيراستگى در يك درجه نبودند، بلكه در ميان آنان متقى و غير متقى وجود داشت.وجود گروههاى دوازدهگانه گواه بر گفتار ماست.
2. قرآن هرگز ما را از پژوهش دربارۀ صحابه منع نكرده و اين كه اخيراً مىگويند ما نبايد در مورد كارهاى صحابه به بحث و بررسى بپردازيم، بر خلاف آموزههاى قرآن كريم است كه براى سرپوش نهادن بر اعمال ناصحيح گروهى از آنها مطرح مىشود. اگر واقعاً بحث و بررسى ممنوع بود، چرا قرآن از آنان با اين صفات متضاد ياد كرده است؟
3. از آن جا كه ما دين خود را از پيامبر و از طريق اين گروه مىگيريم، به حكم خرد بايد دقت بيشترى كنيم تا