55
غروب خورشيد
سرانجام صاحب «الغدير» درگذشت. ( إنّا لله و انّا إليه راجعون ) ! او پس از پر كارى بى امان خويش، دچار فتور جسمى شد و بيمار گشت، تا حدود چهار سال قبل از درگذشت، به بيمارى توجّهى چندان نمىكرد و از كار باز نمىنشست. تا اندك اندك كار آسيب وى بالا گرفت و او را از كار بازداشت، كتاب از جلو ديدگان وى دور كرد و خامه از دست وى ستاند. اين بود كه معالجه را، رخت به تهران كشيد. در اين شهر با رسيدگى خويشان و ارادتمندانش به معالجه پرداخت تا روزى كه به بيمارستان منتقل شد. بيمارى و بسترى شدن وى حدود دو سال به طول انجاميد. چون نزديكان وى از معالجات تهران مأيوس شدند، با هزينۀ خويش، او را به خارج فرستادند. اين سفر درمانى، 29 روز طول كشيد. سپس بدون معالجۀ قطعى، همراه يكى دو تن كه در خدمتش بودند، به تهران بازگشت. حال وى به سختى گراييد، تا اين كه روز جمعه 12 تيرماه 1349 (28 ربيع الثانى 1390)، نزديك ظهر، در سنّ 68 سالگى بدرود جهان گفت. سپس روز شنبه، جنازۀ وى از خيابان شاپور تا سه راه بوذرجمهرى و از آنجا تا مسجد ارك تشييع شد. آنگاه پس از چند روز، به سرزمين علم و آستانۀ عشق جاودان، نجف اشرف حمل گرديد. در عراق نيز از جنازۀ وى تجليل كردند. در نجف، پس از مراسم و طواف در حرم دوست، او را كنار كتابخانهاى كه خود تأسيس كرده بود «مكتبة الامام اميرالمؤمنين العامة» به خاك سپردند دو كتابخانه در پهلوى هم؛ تا تربت او نيز، چونان كتابخانه، مطاف دل مشتاقان علم و