51صادق(ع) توصيف كرد. مرحوم علاّمۀ امينى صاحب «الغدير»، در اين رابطه با آقاى نوّاب تماس گرفت و به احتمال قوى در ترور كسروى، محرّك واقعى ايشان بود. پس از آن، نوّاب گفت: ديگر درس خواندن معنا ندارد، بايد روز روشن، وى را در خيابان بر زمين بخوابانم. اتّفاقاً همين گونه شد يعنى ايشان (نوّاب)، در روز روشن با وى درگير شد، امّا كار كسروى تمام نشد، هدف نوّاب اين بود كه جامعۀ غير مذهبى را كه از اقدامات رضا خان به وجود آمده بود، دوباره به حالت دينى و مذهبى درآورد، در واقع كسروى، محصول آن فضا بود و در نهايت، توسّط فداييان اسلام به درك واصل شد تا ديگر كسى جرأت توهين به رئيس مذهب جعفرى نكند.» 1
استاد رسول جعفريان در كتاب «جريانها و سازمانهاى مذهبى - سياسى ايران» مىنويسد:
«گفته شده است كه نوّاب در استفتايى كه از علاّمه عبدالحسين امينى در اين باره كرده بود، حكم تكفير كسى را كه اين قبيل آثار را تأليف كرده باشد، گرفت.» 2
اينجاست كه به راستى انسان، معناى أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ 3را درمىيابد؛ علاّمۀ امينى كه «الغدير» او سترگترين سند انصاف، منطق، ادب، عقلانيت و اخلاص و رأفت و بزرگترين منشور وحدت امّت اسلام است، در اينگونه موارد بسان مولاى خود على(ع) شجاعت را به ظهور و شهود مىنشاند و بسان آن بزرگمرد هميشۀ تاريخ، مجمع اضداد مىشود.