155بزرگوار دستور داد تمام اسباب و وسايل حتّى چادر و لباس و همچنين زيور، خلخال و گوشواره را از خود جدا كردند؛ خود عليا مخدره زينب(عليها السلام) يك لباس كهنۀ پاره پاره كه در واقع ارذلالثّياب بود در بر كرد و دستور داد ساير بانوان لباسهاى نو و زيورآلات را درآورند و لباس كهنه به تن كنند. حتّى فاطمۀ نو عروس گوشوارهاى در گوش داشت كه يادگار پدرش بود. عرض كرد عمّه اين يادگار پدر است بيرون نياورم؛ فرمود: بيرون بياور، زنان همگى لباسهاى خود را روى هم ريختند و خود رفتند در كنارى و به دور هم حلقه زدند، پس عليا مخدره زينب فرمود: اين اثاثيه و وسايل دختران على و فاطمه است. لشكر بىرحم و گرسنه ريختند، يكى چادر، ديگرى گوشواره، يكى خلخال و ديگرى معجر برد، آن بانوان از براى پدر و برادر مىگريستند. 1
غمانگيزترين غروب كربلا
شترها را نگه داشتند تا زينب، بانوان حرم را سوار كند. زينب كمك مىكرد و بانوان بر محمل مىنشستند. مردان دشمن، دورتر ايستاده بودند و نگاه مىكردند. وقتى عمر سعد فرياد زده بود: «اسرا را بر شتران سوار كنيد» اول آنها دويده بودند تا بانوان حرم را بر شتران بنشانند؛ اما فرياد زينب نگذاشته بود. بانوان حرم، حرمت داشتند. دستهاى بيگانه، روسياه بودند و نبايد حريم بانوان حرم را مىآلودند. با فرياد زينب،