131بهترين دليل اين سخن، گفتۀ شمربن ذىالجوشن است كه گفت: «فرمان امير عبيدالله بر اين صادر شده است كه همۀ اولاد حسين كشته شوند.»
شمر اين سخن را وقتى گفت كه براى كشتن امام زينالعابدين(ع) شمشير بركشيده بود. همان هنگام، زينب، عمّۀ امام سجاد(ع)، در ميان آنان قرار گرفت و گفت: «كشته نخواهد شد مگر اين كه من نيز كشته شوم.»
از اين سخن شمر مىتوان دانست كه چرا حتى طفل شيرخوار حسين(ع) را نيز به قتل رساندند. امويان دو سرور اهل بهشت، حسن و حسين(عليهما السلام) را به قتل رسانيدند و فرزندان حسين(ع) را نابود ساختند و از ميان آنان جز زينالعابدين(ع) از چنگال مرگ نجات نيافت. نخستين فضيلت در خلاصى امام چهارم(ع) از آن زينب است؛ زيرا زينب بود كه در كربلا و كوفه تيغ شمر و ابنزياد را از او دور ساخت. آن گاه كه به سختى دامان زينالعابدين(ع) را چسبيد و گفت:
«سوگند به پروردگار او را مفارقت نخواهم كرد؛ اگر او را مىكشى مرا هم با او بكش.» 1
ج: روز يازدهم محرم، امام سجاد(ع) را به جهت بيمارى روى شتر بستند. وقتى ازكنار پيكر شهدا مىگذشت، بغض سنگينى، راه گلويش را بست؛ تا آنجا كه ديگران گمان كردند ايشان جان به جان آفرين تسليم مىكند، در همين لحظه زينب(عليها السلام) سراسيمه خود را به او رساند و فرمود: