118حاضر نيست از همسر خود «زينب دختر پيامبر» جدا شود و هيچ زن ديگرى را به جاى او نخواهد پذيرفت.
اما اسلام ميان زينب و ابوالعاص جدايى انداخته بود، گرچه به سبب اوضاع آن روز مكه، پيامبر نمىتوانست آنها را از هم جدا كند و دخترش را نزد خود آورد.
پيامبر به مدينه هجرت فرمود و در آنجا اقامت گزيد و مدتى بعد، غزوۀ بدر فرا رسيد وابوالعاص در زمرۀ كسانى بود كه به دست سپاهيان اسلام اسير شدند.
پيامبر اسلام ضمن مشورت با اصحابش، مقرر داشت كه اسيران را نكشند و در عوض، با گرفتن فديه، آنان را آزاد كنند؛ بنابراين مكيان با فرستادن فديه (فدايى) اسرا را يكى پس از ديگرى آزاد مىكردند.
زينب كه شوهر خود را چون جان شيرين دوست مىداشت و هنوز درمكه بهسر مىبرد، گردنبندى را كه مادرش خديجه هنگام عروسى به او داده بود، به عنوان فداى شوهرش به مدينه فرستاد. همينكه چشم رسول خدا(ص) بهگردنبند خديجه افتاد، منقلب و پريشان شد. آنگاه ياران مسلمان خود را مخاطب قرار داده، چنين فرمود:
«اگر صلاح مىدانيد اسير زينب را آزاد كرده وگردنبند او را به خودش بازگردانيد.»
گفتند: آرى يا رسولالله!