54راستى و درستى پيروى كن كه من اهل آنم. 1
پس از اين نامهنگارىها، هر دو تصميم به رويارويى نظامى گرفتند. امام براى تقويت روحيۀ نظامى سپاهيانش براى آنان سخنرانى كرد. در حالى كه عدم روحيۀ پيكارگرى و دفاع از حق در چشمانشان مىدرخشيد و ياران امام(ع) همچون عدى ابن حاتم از انفعال و سستى مردم به خشم آمده بودند. در هر حال، سپاه امام با دشوارى فراوان در ميدان نُخيله گرد آمدند، آنگاه امام حسن(ع) در ميان لشكر آمده و به سوى دير عبدالرحمان به پيش رفتند. تعداد نيروهاى امام را بيست هزار به فرماندهى عبيدالله بن عباس و نيز چهل هزار و گاهى پنجاه هزار شمردهاند و سپاه معاويه را شصت هزار نفر مىشمارند. 2
امام(ع) سه روز در دير عبدالرحمان توقف نمود آنگاه عبيدالله را به همراه دوازده هزار نفر به سوى مسكن اعزام و خود نيز از آنجا حركت نموده به ساباط مىروند 3 تا بعداً به وى ملحق شود.
از سوى ديگر معاويه نيز در اراضى مسكن در قريهاى به نام «حيوضيه» فرود آمد. سپس با نيرنگ و تطميع درصدد فريب دادن فرماندۀ سپاه امام مجتبى(ع) برآمد و وى را چنين فريفت:
حسن بن على به من پيشنهاد صلح داده و كارِ خلافت را به من واگذار خواهد كرد، پس اگر هماكنون فرمانبردار من شوى و در تحتِ اطاعت من درآيى، رئيس و فرمانروا خواهى بود وگرنه در