140با مكارى روانه كنند و جناب حاجى ناظم خلوت هم چون در چاپارخانه روز دوشنبه و موقع حركت پست بود، عذر رييس چاپار اين شد كه زياده از چهار دستگاه مال ندارم. قرار شد يك روز بعد از حركت بنده [عازم] طهران بشود.
از علما و اعيان، جناب شريعتمدار و جناب ميرزا نورالله خان پيشكار و پسر مرحوم حاجى ميرزا على پسر حاجى ميرزا مسعود كه كارگزارى رشت به عهدۀ او محوّل است، آمده ديدن نمودند، با چند نفر از تجار و غيره كه آشنايى داشتند. خداوند - انشاءالله تعالي- تفضّل فرمايد كه به سلامتى به طهران برسيم و احياء را به صحت ملاقات كنيم.
روز دوشنبه، غرّۀ شهر صفر، بعد از ظهر از خانههاى جناب حاجى سيد رضى با اخوانشان وداع نموديم، قريب به غروب به رستم آباد كه پنج فرسخى شهر رشت مىباشد رسيديم. به جهت آنكه از رشت تا آنجا راه شوسه خيلى بد و مغشوش از گِل و آب بود، اما از آن به بعد راهها عيبى نداشت و در همهجا سنگتراش و عمله با مهندسين مشغول وسعت دادن راه بودند، لكن حقيقت از ديدن فرودگاهها [پرتگاهها] زَهرۀ انسانى مىتركد.
سه روز، در روز پنج شنبه، 4 صفر- ان شاءالله تعالى - ازاين ميهمانخانۀ بيك كندى به قزوين وارد خواهم شد. از دو فرسخى به بيك كندى مانده، آن درّهها كمكم تمام شده، به زمين مسطّح رسيدند؛ و در بيك كندى مانده و با آن كه شام را پيش خودم طبخ نموده؛ از برنج و روغن و قند و چاى و غيره، براى همه طبخ غذا و