138ديگر اين كشتى پُستى به جهت عميق نبودن دريا پيشتر نمىرود، حاضر كنند كه بعد از پياده شدن از كشتى، ان شاءالله تعالى با جناب ناظم خلوت و افخم السلطنه و ساير همراهان نشسته به آستارا و از آنجا به پيره بازار برويم.
با آنكه كمال خوف از اين دريا داشتم، به تفضّل خداوند متعال، در مدت دو شب و يك روز دريا ابداً تلاطم ننمود و صبح شنبه 21، به قرب انزلى رسيديم. كشتى ايستاد و در اين بين پركاس دولتى را آوردند. معين ديوان نايب الحكومۀ آستارا با نواب منوچهر ميرزا، كه از جانب موسيو نوز مأمور انزلى شد، ايشان نيز حضور بههم رساندند و پذيرايى كردند. به كاپيتان پركاس ده تومان و دو نفر كه با پركاس آمده دو اشرفى انعام داده شد. در مقابل گمرك آستارا دو نفر از فرنگىهايى كه رييس گمرك خانۀ آنجا باشند آمده ديدن نموده، بارها نيز تفتيش نمودند. ديدند چيزى كه قابل گمرك گرفتن باشد به همراه نبود. با كمال معقوليت و مهربانى خداحافظى كرده رفتند. باز پركاس حركت نمود، به قدر يك ساعت حركت نمود تا به دهنۀ رودخانه رسيديم. در آنجا سه عدد قايق حاضر نموده بودند. به قايق سوار شده يك ساعت قايقچىها پارو مى زدند. بعد كه به رودخانه رسيديم. قايقچى ها طنابهاى چند به دكل قايق بسته خودشان به كنار رودخانه رفتند و آن طناب ها را ميكشيدند تا بعد از يك ساعت كه پيره بازار رسيده پياده شديم. به قايقچىها شش تومان و به كنار رودىها سه تومان انعام داده شد، و جناب حاجى.... 1 برادر كوچك