119
[اسكندريه]
در اين شهرِ اسكندريه نخل خرما به عمل آمده، از شدّت پشه هيچ خواب و راحت ممكن نشد. در اسكندريه قبر منوّر جابر بن عبدالله انصارى - عليه الرحمه- در نيم فرسخى خود شهر اسكندريه واقع است. گنبد و بارگاهى و مسجدى؛ خديو قديم مصر كه پدر اين خديو باشد ساخته و بنا نموده. به راهنمايى مشهدى محمدعلى تاجر رشتى به كالسكه نشسته به زيارت آن بزرگوار رفتم.
اسكندريه شهر معتبرى است. عمارات و ابنيۀ عاليه بسيار دارد. بندر بزرگى مىباشد. كشتيهاى متعدد به اينجا مىآيد و از چهار هزار كالسكه و درشكه بيشتر شبانه روز در آن حركت مى نمايد. خيابان متعدد نظيف دارد كه اغلب با سنگ تراشيده ومابقى شوسه مىباشد. از حيثيت پاكى و تميزى به اسلامبول ترجيح دارد. ساخلو آن از سرباز و پليس انگليس است. سكنه آن با آنكه انگليس و غيره است، هر يك به زبان خودشان تكلم مىنمايند، ولى اهالى خود اسكندريه به زبان عربى حرف مىزنند. واگون و باركشهاى بسيار على الاتصال از صبح الى هشت ساعت از شب گذشته در حركت هستند.
جناب مجدالدوله يك روز بعد از ورود آمدند، با بنده وداع نموده، چهار - پنج روزه به مصر رفتند كه در سوئيس [سوئز] يا ينبوع به بنده برسند. اين طور مذكور داشتند كه نذر نمودهاند براى قبر مالك اشتر كه در مصر است بدهم گنبد و بارگاه بسازند، به آنجا مىروم كه به توسط تاجرى پول و دستور العمل داده، پس از آن به ينبوع بيايم. ولى بنده چون در مصر كارى نداشتم و خيال سياحت در نظر، دراين