81مانند ديگران كار مىكردند و اين را به عنوان يك دستور به ديگران مىآموختند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با گروهى همسفر شد؛ و در آن سفر دستور داد:
گوسفندى ذبح كنند، يكى از اصحاب گفت من ذبح آن را انجام مىدهم، ديگرى گفت من پوست آن را جدا مىكنم، سوّمى گفت من آن را قطعه قطعه مىكنم، چهارمى عهدهدار طبخ آن شد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من هم هيزم جمع مىكنم. ياران گفتند: اى رسول خدا، لازم نيست شما به زحمت بيفتيد ما اين كار را مىكنيم. فرمود: مىدانم، اما خداوند دوست ندارد بنده با جمعى باشد و مانند آنها نباشد. آنگاه برخاست و به جمعآورى هيزم پرداخت.» 1در عصر پيامبر، گروهى همسفر شدند، پس از بازگشت از سفر، خدمت آن حضرت عرض كردند: اى رسول خدا، در اين سفر مردى بهتر از فلانى نديديم. او روزها روزه مىگرفت و چون به منزلى فرود مىآمديم به نماز مىايستاد و همچنان سرگرم عبادت بود تا كوچ كنيم!
پيامبر فرمود: پس چه كسى كارهاى او را انجام مىداد و اسباب آسايشش را فراهم مىساخت؟ پاسخ دادند: ما حوائج او را تأمين مىكرديم. در اين حال پيغمبر فرمود: «در اين صورت همۀ شما بر او برترى داريد»؛
(كلّكم أفضل مِنْهُ) 2
هرچند در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله شيوۀ خدمات به صورت كنونى نبود و همه بايد كار مىكردند تا امور سفر سامان گيرد و آب و غذا و ديگر لوازم فراهم