202 «رووار» 1 ( ruv r) نمىزنند؛ زيرا معتقدند خار مغيلان به پايشان فرو مىرود.
خوردن غذاى «شيلون» 2 ( ilun) تبرّك است. 3 اگر مسافر هنگام خروج از منزل به يكى از سادات برخورد مىكرد حبهاى قند، دانهاى تسبيح، سكهاى پول از او مىگرفت،آنگاه به راهش ادامه مىداد؛ زيرا برخورد با سيّد را خوش يمن نمىدانستند و حتم داشتند كه در سفر دچار خطر مىشوند و كارشان به مشكل برمىخورد و به همين دليل نيز از دست او چيزى مىگرفتند تا خطر و