89
درياى سفيد
بدان كه اين دريا از بوغاز جبلالطارق اتصالى به درياى محيط دارد و خودش محاط اراضى اروپا و آسيا و آفريقا است و از اين جهت آن را مديترانه گويند، زيرا كه معنى آن دو كلمه نيز در لغت ليتن وسط اراضى است. و آب آن شور و تليخ است و جزر و مدى ندارد. 1جزايرى كه قبل از رسيدن به درياى سفيد مشهود و مرئى بود، همه را اسماً و رسماً نگاشته و معين داشتهايم، ولى آنچه از خريطۀ كپيتان معلوم مىشد، چند جزيرۀ ديگر غير از آنها بوده است كه ما نديدهايم و از خط عبور واپور دور بوده است. از آن جمله جزيرۀ قبرس است كه صفات آنجا معروف آفاق و انفس است و صد و چهل و پنج ميل از واپور ما فاصله داشت. از آنجا كه بناى ما در نگارش سفرنامه بر مشهودات است نه بر مسموعات، لهذا تعداد اسامى اين جزاير را متروك داشتيم. بالجمله تا سه ساعت از روز پنجشنبه گذشته حركت واپور رو به جنوب شرقى بود، پس از آن به جنوب حقيقى شد.
جمعه شانزدهم در درياى سفيد حركت كرديم و ليكن شب گذشته دريا منقلب بود و كشتى به يمن و يسار متقلّب. واپور به سمت جنوب حركت مىنمود و باد از جانب مشرق مىوزيد؛ بدين جهت اركان كشتى بىقرار بود و سكّان آن در اظطرار. صبح كه به نزديكى پورت سعيد رسيديم. دريا آرام گرفت و در آنجا لنگر انداختند و مردم را آسوده ساختند و سبب مكث اين بود كه كپيتانى از جانب كمپانى فرانسه آمده، كشتى را از آن خط بگذراند، زيرا كه بىاجازۀ كمپانى فرانسه ممنوع است كه از خط بگذرند. كپيتان فرانسه آمده و كشتى را حركت داده به نزديك اسكلۀ پورت سعيد آورده، لنگر انداخت و وقتى كه نزديك اسكله رسيديم، كشتى بزرگ نمساوى كه در دريا سيّار بود، نزديك آمده ساكنين كشتى به قانون خودشان خورا كشيده گذشتند و كشتى دولت عليّه عثمانى نيز موزيكان زدند و عسكرى هم در پورت سعيد بود در كنار اسكله صف كشيده احترامات نظامى به عمل آوردند و بيست و يك شلّيك توپ نمودند. اسماعيلپاشاى محافظ كه حاكم پوت سعيد است با لباس رسمى به ميان واپور آمده مرا ملاقات نمود و چند دقيقه نشسته