88شراب. صندوق شراب را به كپيتان دادم كه براى دوستان فرنگى خود سوغات ببرد.
قدرى كه گذشت باز آدم قونسول آمد و يك سبر انگور قرمز هم پيدا كرده فرستاده بود؛ خوشطعم و خوشرايحه بود. بالجمله سامس از شهرهاى قديم است و آبادى آن چنان معمور بود كه گويا تازه بنا كردهاند و در اطراف كوه، در نزديكى آبادى، جنگل و محل زراعت هم داشت. از قرارى كه احمد راسمپاشا تقرير مىنمود، چهارصدهزار قروش به طور مقاطعه از سامس به دولت عليّه عثمانى مىرسيد و زايد بر آن، آنچه عمل مىآمد صرف نظم جزيره و مخارج حاكم مىشود و پيش از رسيدن به سامس، قراءِ متعدّده نيز در سمت يسار ملاحظه شد كه از متعلقات آنجا بود. امروز و امشب تخته كِنِه كه جانور كوچكى است و از تختههاى كهنۀ كشتى و غيره توليد مىشود، اعضاى مرا سر تا پا گزيده بود و جزئى روم كرده خارش مىنمود و جاى خارش زخم شده بود. تا صبح نتوانستم بخوابم؛ لاجرم پنج ساعت به غروب مانده واپور از سامس حركت نموده به طرف شمال غربى رفت و بعد از آن كه از اطراف سامس خارج شد، رو به جنوب حركت نمود و از اواسط شب رو به مشرق حركت كرد.
لنگرگاه رودس
پنجشنبه پانزدهم صبح به رودس رسيديم. رودس به زبان يونانى شب است؛ چون اين جزيره بسيار خوش هوا است و مشحون از اشجار مركّبات است، بدان جهت بدين اسم موسوم گشته است و خديو مصر عمارتى براى ييلاق در آنجا ساخته است و متعلقان و متعلقات او به آنجا مىآيند. جزيرۀ بسيار بزرگى است. چهلهزار نفر جمعيت دارد و در جنوب واقع است. عمارت و آبادى آنجا چندان با رونق نبود؛ در ابتداى آبادى چند آساى بادى رديف يكديگر ساخته بودند. مزار مرادرئيس هم در آنجا بود و چراغ هم در آن روشن كرده بودند. گوينده كپيتانى بوده است كه مردم به او حسن ظن داشتهاند.
مقبرۀ او را محترم مىشمارند. عمق آب در نزديكى رود هزار و هفتصد قلّاج و در خطى كه واپور حركت مىنمايد هزار و دويست قلّاج است. از رودس كه گذشتيم حركت رو به جنوب شد و داخل درياى سفيد شديم كه آن را درياى روم به تركى آقدنگيز و به فرانسه مِدىتِرانه نامند.