300بالاى كوه قراولخانه ساختهاند. سوار و مستحفظ در آنجا هستند و از آنجا وارد خيابانى مىشوند كه بسيار طولانى است و دو طرف آن باغات و عمارات است، ولى عمارات آن چندان باشكوه نيست و به سبك قديم است و پارهاى عمارتها به طرز فرنگى تازه ساختهاند و اين خيابان منتهى مىشود به بحبوحۀ شهر كه عمارت حكومتى و بازار و دكاكين و حمام در آنجا احداث كردهاند. باغ ملتى هم در آنجاست كه ديوار ندارد.
باغچهبندىها كردهاند. بركه در ميان آن است و بعد از عمارت حكومتى و باغ ملتى، ميدانى است كه اجناس در آن مىفروشند. عزيزخان سردار نيز در ايروان باغى دارد. در كنار شهر ايروان رودخانه است كه موسوم به ايروانچاى است. ماهى قزلآلا در آن زياد است و اين شهر از دو چشمه مشروب مىشود، يكى چشمۀ زنگى است و ديگرى قِزحبولاغ است كه سابقاً اشاره شد. قِزحبولاغ رودخانه كوچكى است؛ از وسط شهر مىگذرد. در شهر ايروان، هفت مسجد و شش كليسيا است؛ از وسط شهر مىگذرد و به باغات و عمارات مىرود. چشمۀ زنگى رود بزرگى است و از خارج شهر مىگذرد. در شهر ايروان، هفت مسجد و شش كليسيا مىباشد و هفت حمام و يك مريضخانه و سهمعلم خانه مردانه و يك معلمخانه زنانه است كه براى دختران مسلمانان ساختهاند. و از آن سه معلمخانه مردانه يكى مخصوص روسها و دو تاى ديگر مخصوص ارامنه است و عماً قريب اين شهر از شهرهاى خوب روس خواهد شد و در اين شهر هزار نفر سرباز حاضر و موجود است و در سر حد سَمَّهلى نيز چهارهزار نفر سرباز و بيست و چهار عراده توپ و سوار قزاق است. جمعيت ايروان شصت و پنجهزار نفر است و اغلب آنها ارامنه هستند و هواى ايروان سالم است. كوزهگرى و صبّاغى ايروان امتيازى دارد و معروف آفاق است. اعتقاد ارامنه اين است كه اول تاكى كه حضرت نوع غرس كردند در ايروان بوده و موضع آن را در نيم فرسنگى معين مىكنند و ايروان در صد و شصت و نههزار ذرعى جنوب و غربى تفليس واقع است و در دوازده فرسنگى ايروان، در سمت شرق، كوه آغرىداغ است كه بسيار مرتفع است و هميشه برف دارد. گويند قطر دورش از كوه مانند زيادتر است، ولى سرش مخروطى نيست. طرف شمال و مغرب آن كوه، خاك روس و طرف جنوبش بايزيد عثمانى. فرنگىها اين كوه را آرارات نامند و ارامنه ميس نامند. اسم پسر