294جبّه ماشنى ديديم كه آب را به مرتبۀ اعلا براى خاموش كردن حريق مىرساند. قدرى آب را به منارۀ مرتفعى كه در آنجا بود رساندند. تماشا كرديم. بعد از معاودت به منزل نموديم.
يكشنبه هفدهم بناى حركت گذارديم. چون اسبهاى دُرغه و تيرانتاش و عراده و فَرغون كه از تفليس تا جلفا حركت مىنمايند و مسافر احمال و اثقال را حمل مىكنند، آنقدرها در منازل نبود كه جمعيت ما در يك روز حركت بدهد، لهذا اين جمعيت را سه دسته كرديم كه هر دسته به فاصلۀ يك روز حركت نمايند. منشىباشى و حكيمباشى و مترجم سفير كبير با آدم سليمانپاشا و يك نفر فراشخلوت و شربتدار را روز يكشنبه روانه كرديم كه روز ديگر خودمان برويم و بعد از ما، فرزندى سليمان ميرزا با بعضى اتباع بروند. امروز منشى باشى و حكيم باشى و غيرا رفتند، ما و ساير اجزا مانديم كه فردا يا پسفردا به تدريج برويم. امروز هم در قونسولخانه بسر برديم و هوا هم ابر بود و از صبح تا نزديك عصر چند ساعت باران زيادى باريد و طرف عصر هوا صاف شده خيلى باصفا و طراوت گرديد.
وصف تفليس
تفليس در عهد خلافت عثمان بن عفّان به دست لشكر اسلام فتح شده است. شاه شهيد آقا محمدخان ميرور - طاب ثراه - نيز در سنۀ 1210 با والى گرجستان جنگ كرده شكست دادند و از كوهى كه در جنوبى شهر تفليس است بر شهر حمله آورده، تفليس را قتل و غارت كردند. و وقتى كه شاه شهيد به عزم تفليس مىرفتند، والى گرجستانى لشكر فرستاده بودند. شاه شهيد در ميان درۀ طولانى و عميق كه در ياغلوجه است، پنهان شده بودند، از آنجا حملهآور شده آمدند و شهر را تاختند و صفت ياغلوجه در موقعش بيان خواهد شد. گويند، لفظ «گشايش تفليس» تاريخ اين قضيه است، ولى يكسال زياد است و در تاريخ، يكسال كم و زياد چندان عيب نباشد. و اين شهر در دامنۀ كوه واقع است و طول شهر از كوه جنوبى به كوه شمالى است. كوه جنوبى بسيار بلند و سخت است. در فراز آن علامت برج و بارۀ قديم است كه وُلات گرجستان داشتهاند و در ميان شهر نيز از طرف جنوب، آثار برج و باره و ديوار قديم است كه از سنگ و گچ ساختهاند و كليسيايى