279و به مجلس كُميسيون رفته بود. كارْت گذاشتيم و چون دانستيم كه ساير سفرا نيز به مجلس كميسيون رفتهاند، چند كارت به غوّاص جناب معينالملك داديم به سفارتخانه دولت فرانسه و ايطاليا فرستاد و خودمان با معينالملك به كاغذخانه رفتيم. هوا معتدل و مساعد بود، بسيار مُلتذّ شديم. چون روز يكشنبه بود، جمعيت زيادى از مرد و زن در صحرا به طور آزادى حركت مىنمودند و آن ازدحام در نهايت انتظام بود.
دوشنبه بيست و هفتم بعد اظ ظهر سفراى دولت متحابّه انگليس و فرانسه و ايطاليا به ديدن آمدند.
سهشنبه بيست و هشتم بعد از ظهر با جناب معينالملك و اميرزادگان مجدداً به كاغذخانه رفتيم و بسيار خوش گذشت.
چهارشنبه بيست و نهم در سفارتخانه بسر رفت. عصرى در باغچه جلو عمارت سفارتخانه گردش كرديم و از جناب منيربيك پيغام رسيد كه اعليحضرت سلطان فردا كه پنجشنبه است، چهار ساعت از روز گذشته شما و اميرزادهها را احضار كردهاند كه وداع نموده برويد و كشتى مخصوصى هم از جانب اعليحضرت سلطان مرحمت و معين شده است كه شما را تا پوتى برسانند، ما هم وعده شرفيابى داديم.
پنجشنبه سلخ چهار ساعت و نيم از روز گذشته با جناب معينالملك و اميرزادهها به عمارت سلطان رفته، شرفيابى حاصل نموديم. به قانون سابق التفات و احترام فرمودند و سليمانپاشاى، ياور اكرم را كه براى مأموريت دارالخلافه انتخاب شده بود در آن مجلس معرفى فرمودند. چون درست براى رفتن حاضر نشده بودم در آن مجلس استدعا كردم كه مرخص فرمايند. روز دوشنبه آينده بروم، قبول فرموده مقرّر فرمودند كه روز دوشنبه آينده روانه شويم و فرمودند كه شايد يك بار ديگر شما را خواسته ملاقات نماييم.
جمعۀ غرّه جمادىالاولى در سفارتخانه بسر برديم. بعد از ظهر سفير آلمان آمد؛ با او به صحبت مشغول شديم. عصرى پياده گردش كرده در نزديكى سفارتخانه به بابعالى رفتيم. از دربِ رو به مشرق داخل شده، از درب رو به شمال بيرون آمديم. منشىباشى با دو نفر پيشخدمت همراه بودند.
شنبه دوم جناب معينالملك قرار دادند، در عمارت يالى ايشان مهمان حاجى