270به منزل خود وعده خواست. نزديك عمارت عسكر و موزيكانچى حاضر كرده بودند، تعظيمات نظامى به عمل آوردند و بيست و يك توپ شليك كردند. به سراى حكومت وارد شديم و عصرى براى تفرج به ييلاق بودنآباد 1 رفتيم. باغات خوب داشت و شب را در منزل مدحتپاشا مانديم و نهايت احترامات را به جا آورده خيلى خوش گذشت.
ازمير
شهر ازمير در جنوب غربى واقع است و آن را يونانيان سَميرْنه گويند. سه محله دارد و دويست هزار نفر جمعيت دارد و اغلب آنها رومى هستند كه با روسها هم مذهبند و از شهر تا ييلاق بورونآباد كه چهار ميل است با شُمندفِر مىروند و در ده دقيقه مىرسند.
درخت نارنگى و مركبات در آنجا زياد است و مخصوصاً ريموى ترش فراوان است.
سروهاى خوب در ازمير ديده شد كه به قاعدۀ فرنگستان در قبرستانها غرس كردهاند و در كنار خيابان، دكاكين و قهوهخانهها ساختهاند. مرد و زن آمده مىنشينند و اين خيابان را كمپانى فرانسه ساخته است، بدين نحو سىهزار ذرع زمين را از دريا خشكانيده خيابان مسطحى به طول نيم فرسنگ ساخته و با دولت عثمانى قرار داده است كه تا پنجاه سال در دست او باشد، بعد از آن به دولت منتقل شود. راهآهنى كه كمپانى فرانسه ساخته است در دو خط است، يكى هفت ساعت راه است، بعد از هفت سال به دولت منتقل مىشود و سالى صد و پنجاه هزار ليره هم به كمپانى دستى مىدهند. سه سال است كه هنوز ندادهاند، و ديگرى شش ساعت راه است و از قرارى كه مىگفتند، در سابق سه ساعت راه بوده است و سالى چهلهزار ليره مىبايست دولت عثمانى به كمپانى بدهد، سه ساعت ديگر را دولت از پول خود ساخته، به كمپانى در عوض چهلهزار ليره داده و مدت را هم كم كرده، پانزده سال قرار داده است. شش سال آن گذشته، نه سال ديگر باقى است. و بازار ممتاز اين شهر، بازار اهل اروپ است كه خوب ساختهاند و از تمام دولتها در اين شهر، قونسول و قونسولخانه است.
شنبه بيست و ششم بعد از ظهر به تماشاى بازار رفتيم و بعد از گردش معاودت به كشتى