262است. در هَرَم شرقى سوريد و در هَرَم غربى هرجيب و در هَرَم ملوّن افريبوبن هَرْجيب مدفون بوده است. صابئه گويند: در گنبد اكبر قبر شيث است و در گنبد اصغر قبر هرمس و در ملوّن قبر صابى بن هرمس. و پارهاى گويند شدّاد بن عاد بنا كرد. و اعتقاد اهالى آن زمان اين بوده است كه شخص بعد از مردن خود، پس از چند سال رجعت كند و به همين جهت هر كس ثروت و مكنتى داشت، نفايس اموالش را از جواهر و طلاآلات با جنازهاش دفن مىنمودند كه در بدايت رجعتش مؤونه داشته باشد و هر كس صاحب صنعتى بود، آلات و ادوات صنعتيش را با او دفن مىنمودند كه در بدو رجعت به كار آيد و ما در آنيقْخانه 1 مصر بعضى از آن نعشها را كه از اهرام بيرون آوردهاند، به رأىالعين ديديم كه بر روى نعش اسباب طلا از هر مقوله نصب كرده بودند. اگر اين نعشها واقعاً از آن اهرام بيرون آمده باشند، قول آخر اقرب به صدق است. بالجمله در تواريخ و سير، در بنا و بانى اهرام اقوال مختلفه ذكر نمودهاند. ظاهر است تمام آنها صحيح نباشد والله اعلم بحقايق الامور.
ابىالهول
در سمت جنوبى هرمان، شكلى از سنگ گردن و سر زنى است كه دور كلّۀ آن بيست ذرع است و طول آن كه بر زمين نصب است، بيست و پنج قدم است و از چانه تا سر آن، پنج ذرع باشد. اجزاى صورت آن بسيار موزون و متناسب است. گويند جُثّه و قامت آن زياده از هفتاد ذرع است و بر زمين فرو رفته است و در حقيقت شكل هولناكى است و كنيۀ آن با مكّنى خيلى مناسب است. بالجمله، بعد از مراجعت به منزل، يك ساعت و نيم به غروب مانده، به باغ شُبرى رفتيم و غروب مراجعت نموديم و شب به حمام والدۀ اسماعيلپاشا كه در سراى او ساختهاند رفتيم و به واسطۀ سليمانآغاى خواجه، احوالپرسى كرديم.
احترام كرده عمارت را چراغان نموده فرشها گسترده بودند. چهار ساعت از شب رفته مراجعت نموديم.