261پنجاه ذرع ديگر هم بايد بالا رفت تا وارد فضاى ديگر شوند و در آنجا اطاقهاى كوچك و فضاى مسطحى است كه دوازده ذرع طول آن است و شش ذرع عرض آن و در آنجا نقوش و خطوط سُريانيه است و در ميان آن فضا، صندوقى از سنگ است. گويند نعشى در آن بوده است بيرون آوردهاند. و در حقيقت اين بناى پايدار از عجايب روزگار است ولى جز عظمت بنا، صنعتى در احجار آن بكار نبردهاند؛ اگر كسى سنگهاى تخت جمشيد و ستونها و صورتهاى آن را ديده باشد كه به قسم حجّارى كرده، صنعت نقاشى به كار بردهاند، مىداند كه اين بنا را در جنب آن بنا، بر حسب حجّارى اعتبارى نباشد، معهذا از غرايب است و عقول از مشاهدۀ آن حيران مىشود. و در نزديكى اهرام كليسيايى بوده است كه حالا شانزده ستون آن باقى است و از قرارى كه مىگفتند، ده ماه است از آنجا تا هَرَمان راهى يافته كه دوهزار و چهارصد و بيست متر امتداد آن است و چهارده متر عمق آن و تمام آن را از سنگ مفروش كردهاند. و در دو جا هم حفرۀ خرابى است مىگويند، غار بوده است، حجارۀ بنيان آن باقى است.
بانى و سبب بناى اهرام
صاحب قاموس نوشته: الهُرْمان بناءانِ ازَليانِ بَناها ادريس لِحفظِ العُلوم فيهما عن الطوفان أو بناء سنان بن مُشَلْشَل أو بناءُ الاوائلِ لمّا علموا بالطوفان من جهة النّجوم و فيهما كلّ سحرٍ و طِبٍّ و طَلْسَمٍ 1 و بعضى گويند گنبد اكبر را اخيوبس ملك منف يا صوفى ساخته و گنبد اصغر را خَفْرم برادر او يا سَنْصوفى و گنبد ثالث را مقرينوس يا منقاوى. 2 و خطوط سريانيه 3 را كه بعضى در اندرون گنبد اكبر خواندهاند، اين عبارت بوده است: خَوفر و خَفْره ومَنْقاره. و اين عبارت را اشاره به اسامى اخيوبَس و خَفرم و مَقرينوس دانستهاند. و برخى گويند: سوريد، كه يكى از ملوك بوده است، خواب غريبى در انقلابات زمين ديده است. كَهَنه و مُعبرين به خرابى ارض تعبير نمودند؛ او نيز به ناى اهرام امر نموده است كه اخبار و كتب و كنوز آنها در آنجا محفوظ بمانند و در مدت شصت سال به اتمام رسانيده