254است. زيادتى آن را وفاء ماء نيل گويند و نقصان آن را اندفاع ماء نيل. آفتاب كه به سرطان رسيد بناى زيادتى مىگذارد و تا بيستم آبانماه قديم وفاء كند. در آن وقت بشارت دهند و در سر نيل ندا كنند و شادمانى نمايند تا هيجده ارش كه بالا آمد آن را ركوب فتح خليج نامند و وقتى كه از هجده ارش كم شدند، نذرها كنند و صدقات دهند و وقتى كه بيست ارش بالا آمد بر صحرا مىريزد، زراعتها را مشروب مىنمايند و محتاج به باران نيستند، بلكه آمدن باران براى زراعت آنها آفت است. و نيل مصر در واقع دو جبل است، يكى شرقى و يكى غربى و در اين نيل، خاصه در طرف صعيد، تمساح و اسب آبى به هم مىرسد كه آن را جاموسالبحر گويند. بعضى از ظرفا گويند: انّماالتمساح فِىالنّيل. و عرض رود نيل چهارصد و چهارده ذرع است، و عمق آن به قدرى است كه كشتى مىتواند در آن حركت نمايد و آب نيل به قدرى گوارا و لذيذالطعم است كه به وصف نمىآيد، و گوارايى آن دو سبب دارد، يكى آن كه از جنوب به شمال مىرود، اثر آفتاب در اصلاح آندائمى است و ديگر آن كه از سنگهاى جبال مىگذرد: وَانْظُر لِماءِ النيل فى مَدَّهِ كَأنَّه الصَّندل قَدْ مُسِّكا
شعبات نيل مصر
نيل مصر مُنشعب به هشت شعبه مىشود، يكى از آنها از سمت كَفّرالزيّات به بندر رشيد رفته داخل بحرابيض مىشود؛ آن را فرع غربى و بحر غربى نامند و در اين شعبه، سدى در صحرا كشيدهاند كه در وقت طغيان آب نيل، ضررى به دهات اطراف نرسد. و ديگرى به سمت بندر دَمياط رفته، به بحر ابيض وارد مىشود. آن را فرع شرقى و بحر شرقى گويند، و پلهاى آهنين بستهاند بالاى شمندفر است. و چهار شعبه هم در ميان بحر شرقى و بحر غربى است كه هر يك رودخانۀ عظيمى است و بر آنها پل بستهاند و ميان بحر شرقى و مصر نيز دو شعبه است كه يكى از آنها نهر اسماعيليه است كه به سوئز مىرود. و بعضى از انهار صغيره نيز از نيل جدا كردهاند كه با چرخ و ماشين و دولاب از آنها آب مىكشند و زراعت مىنمايند.
بالجمله، شب جمعه را در خدمت حضرت خديو اسماعيليه مدعوّ بوديم. نيم ساعت