253
رود نيل مصر
ابنالوردى گويد: دِيارُ مِصْر هىالدّنيا و ساكِنُها
رود نيل از غربى مصر جديد مىگذرد. منبع آن را بعضى گويند از جبال بلخ است كه كوه قاف باشد؛ ولى مشهور اين است از جبل قمر است و جبل قمر عظيمى است. شانزده درجه وراء خط استوا واقع شده است، بر سمت جزء رابع از اقليم اول، و كوهى از آن بزرگتر در عالم نيست و چشمههاى بسيار از آن جارى است. مصبّ بعضى بُحيْرهاست كه در آنجا است و مصب بعض ديگر، بحيرۀ ديگر است و بعد از آن، انهار كثيره از بحيرتين خارج شده، تماماً در يك بحيره وارد مىشود و در نزديكى خط استوا، در ده منزلى جبل قمر است و از اين بحيره دو نهر خارج مىشود، يكى به ناحيۀ شمال مىرود كه در سمت بحيره است و آن نهر را نيل مصر گويند و تا وارد نيل شود هزار و دويست ذرع مسافت طى مىكند و از سنگهاى جبال مىگذرد و اين نيل بعد از ناحيه شمالى به براد نوبه مىگذرد و از آنجا به بلاد مصر و بعد شعب متقاربه به هم مىرساند كه هر يك را خليج مىگويند و تمام آنها در اسكندريه به بحر روم مىريزد و مسافت مجراى نيل را هشتصد فرسخ معين كردهاند. و ديگرى به جانب مغرب منعطف مىشود، و بعد از آنجا گذشته به بحر محيط مىريزد و آن را در آنجا نهر سودان گويند كه از اقليم پنجم است و بعد جنوباً به ارض روم و ملطيه مىگذرد و از آنجا به صفين و رقّه و كوفه رفته، منتهى به بطحايى مىشود كه ميان بصره و واسط است و از آنجا به بحر حبشه مىريزد و انهار كثيره در طريق حبشه به او متصل شده، نهارهاى ديگر نيز از آن خارج گشته به دجله مىريزد.
گويند آب رود نيل بالذات، شديدالحلاوه است. چون خَرق بحر اخضر مالِح نموده، بر معادن ذهب فضّه و ياقوت و زمرّد گشته تا بحيرۀ زنج مىرود مىتوان آب آن را خورد و الّا در اصل منبع از كثرت حلاوت نمىتوان آشاميد. در باستان زياد مىشود و در زمستان كم. زيادتى و نقصان آن مرتّب و منظم است. ابتدا و انتها زيادتى و نقصان آن سه ماه و بيست روز