229قبر ايشان مشاجره داشتند و هر طايفه براى حصول شرافت مىخواست در محلۀ خود دفن كنند و اين مشاجره، منجر به منازعه و قتال شده، بالاخره آراء بر اين متفق شد كه تابوتى كه از رخام ساخته، نعش حضرت يوسف عليه السلام را در آن گذارده و به رصاص مسدود نموده، در نزديك شهر به رود نيل انداختند كه آب آن را به همه محلات برساند و در شرافت شريك و يكسان باشند و حضرت موسى بعد از غرق فرعون، همان نعش حضرت يوسف را از رود نيل بيرون آورده، حمل (به) تيه كرد.
بالجمله از آن در چند پله بالا رفته به درب دوم رسيديم و از آنجا داخل دالانى شديم.
چهار طاقنماى آن را از سمت يمين سنگهاى سفيد ساده نصب كرده بودند. درب بقعۀ حضرت ابراهيم در طاقنماى چهارم واقع بود. داخل شده زيارت حضرت خليل و زوجهاش ساره و حضرت اسحاق عليه السلام و زوجهاش ريقه يا رفقه و حضرت يعقوب و زوجهاش لائقه يا اليا يا لِيلا يا ليقا، به اختلاف اسم، و حضرت يوسف عليه السلام را خوانده دوباره به دالان آمده از سمت يمين، از در ديگر بيرون رفته، در يك جا يازده پلّۀ ديگر طى نموده از بابالرّباط بيرون آمده به سمت منزل رفتيم. قائم مقام و سايرين مشايعت كرده رفتند و ما به منزل آمديم. در حديث نبوى است: مَنْ لَمْ يمْكُنْه زيارَتى فَليَزر قَبْرَاَبى ابراهيمالخليل عليه السلام . شكر خداوند را بجا آوردم كه بحمدالله به زيارت هر دو بزرگوار موفق و مشرف شده به اين سعادت فائز و نايل شده از اين نعمت محروم نماندم.
حبرون
حبرون از توابع كنعان است. به عربى به فتح حا و به عبرى به كسرِ حا خوانند و اسم اصلى آن اربع است و از طرف قِبَلى آن، مواجه قدس شريف است و آبادى حبرون اماكن عاليه و منخفضه دارد و شوارع آن بعضى سهل است و بعضى وَبر. شرقى سور، بقعۀ حضرت ابراهيم مرتفع و بالاى كوهى است كه آن را يَسلون گويند و غربى آن منخفض است و عمارات و مدارس و مساجد آن بسيار است و جمعيت آن پنجهزار و اكثر آنها مسلمانند و يهودى در اين آبادى كم است و آنچه يهود باشد در قديم از بابل آمده در اينجا سكنى كردهاند و اين آبادى محلات متعدده دارد، معتبر آنها حارّۀ داريّه است كه در غربى سور