227اندازۀ طول بقعه است. جامۀ مفتولدوز بر روى آن كشيدهاند و در سمت يمين بقعه پردهاى بر ديوار آويخته، مىگويند از آنجا تا به سرداب حضرت خليلالرحمن عليه السلام كه مدفن حضرات انبيا عليهم السلام است از تحت زمين راه است و مسجدى هم در پهلوى آن دو بقعۀ شريفه ساختهاند كه جاى خدّام و متولى است؛ به آنجا رفته قدرى نشستم و قهوه و غليانى صرف نمودم.
دوشنبه سلخ سفر چند رأس اسب حاضر كردند. خودمان با اصحاب و اتباع، عزيمت زيارت خليلالرحمن عليه السلام نموديم. حضرت ابراهيم خليل در دحبرون مدفون است و در جنوب قدس شريف است و از قدس شريف تا به آنجا دوازده ميل است و بر حسب ساعات شش ساعت راه است و اراضى آن فراز و نشيب و سنگلاخ است و چوب بلوط در اين صحرا فراوان است. بالجمله از قدس شريف كه بيرون آمديم در طرف يمين راه، عمارت روسها بود. از آن كه گذشتيم، بعد از مسافتى در سمت يسار، خستهخانۀ 1 بزرگى بود كه از جانب دولت نمسه 2 ساخته شده است. قونسول نمسه تا به كنار ديوار آمده بود.
سواره با او صحبت داشته گذشتيم و قرار داديم در مراجعت به تماشاى خستهخانه برويم.
از قرارى كه مىگفت، مخارج مريضها دولت نمسه مىدهند و در سال گذشته قريب دههزار مريض از اطراف به آنجا آمده معالجه شده رفتهاند. از آنجا كه گذشتيم در طرف يمين، خانۀ مختصرى ديديم كه در پشت آن باغچه و درخت زيتون بود و بعد از مسافتى در سمت رسات بقعۀ راجيل مادر حضرت يوسف عليه السلام نمودار شد. درب آن بسته بود، فاتحه خوانده گذشتيم و در وقت نهار به قلعهاى رسيديم كه در طرف يسار واقع بود و سه بِركۀ عظيم در سمت جنوب داشت كه اول از ثانى و ثانى از ثالث بزرگتر بود و به يكديگر راه داشتند و از قرارى كه معلوم شد، آب اين بركهها از بارانى است كه از كوهها آمده جمع مىشود و از آنجا نهر سرپوشيده تا قدس شريف ساختهاند و آب اين بِركهها به شهر مىرود و در طرف يمين قلعه نيز در بالاى بلندى عمارتى ساختهاند كه مستحفظين قلعه در تابستان در آنجا به سر مىبردند. از آنجا كه گذشتيم، چند