223است كه اطراف آن سى ستون دارد و قطعۀ منفصلۀ صخرۀ شريفه در آنجا است و در سابق به موضعالقدم معروف بوده است. در اين عصر به بقعۀ بَخٍّ بَخٍّ معروف است و جهتش اين است در قديم صخرۀ بوده است كه حضرت خضر بر روى آن نماز مىخواندهاند و معروف به صخرۀ بَخٍّ بَخٍّ بوده است. بعد از تغييرات ابنيۀ مسجداقصى آن صخره در تحتالأرض اين قبّه واقع شده است. و در سمت شرقى نيز قبّۀ بزرگى است كه اطرافش باز است و علاوه بر دو ستون محرابش، دو دوره ستون در ميان آن است كه دورۀ اولى ده ستون سنگى دارد و دورۀ دوم هفت ستون و به مَحكمۀ حضرت داود عليه السلام و قبّۀ سلسله معروف است و قبّۀ سلسله از آن جهت نامند كه حضرت سليمان، سلسلهاى از آسمان معلق در آن مكان كرده بودند كه حق از باطل معلوم گردد و غير از خداوند حق، دست ظالم و غاصب به آن نرسيدى. يك نفر يهودى با مدّعى خود حيله كرده، صد دينار كه از او ادعا داشت، در ميان عصا ريخته، سرش را محكم كرد و در وقت محاكمه عصا را به دست مدّعى داده، قسم ياد نموده كه وجه او را رد كردهام، لهذا دست او به زنجير رسيد و بعد عصا را از مدعى گرفته، وى قسم ياد نموده كه وجه به او نرسيده. دست او نيز به زنجير رسيد، چون در اين امر نيز حيله و تزوير بهم رسيد. از آن پس سلسله موقوف شد. لَقَدْ مَضىَالوَحى وماتَ العُلا وارْتفع الجوُد مَعَ السلسله
و گويند حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله نيز در شب معراج حورالعينى در آنجا مشاهده فرمودهاند. به آن جهت مقام حورالعين هم مىنامند. بسيار قبّۀ محكم متقنى است و قبّۀ ديگرى نيز هست كه آن را قبّۀ جبرائيل نامند. يك محراب و چهار ستون دارد و گويند بُراق را در شب معراج به آنجا آورده است. و در تمام صحن، بيست و پنج قبّۀ و پنجاه چاه است و چهار مناره دارد، دو مناره در سمت غربى و دو منارۀ ديگر در سمت شرقى است.
ابواب صحن
جوانب صحن را چهارده باب است. در جانب شرقى سه باب است و هر سه مسدود است. اول بابالرحمه است و دوم بابالتوبه است و گويند آيۀ مباركه فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ