221وَالسرور وَالسّعادَةِ الحاج سليمانپاشا والى صيدا وذلِكَ فى ثَلاثَةِ وثلاثين ومِأتَينِ واَلْفَ.
و چون سلطان عبدالحميد هم عمارت در راه كردهاند، در طرف غرب نوشتهاند سَلامٌ عَليْكُم فَادْخُلوها خالِدين، قَد جَدّد المَلِك التّقى سُلطان عَبدالحَميد ذاك الباب.
بيان جامع قِبَلى
اين جامع در منتهااليه قبلى صحن منخفض است و از قبله به شمال امتداد دارد. صد ذرع طول آن است و هفتاد و شش ذلع عرض آن. نماز جمعه در آن خوانده مىشود و اين جامع را عبدالملك مروان بنا كرده است. جامع عالى محكمى است و سلطان محمود تجديد عمارت كرده است. در طرف يمين، پنج ستون مضلّع مربّع دارد و پنج ستون مدور و در سمت يسار نيز به دين روش ستونها نصب كردهاند. در سمت راست ستون چهارم سقط شده بوده است، در ثانى ساختهاند، قدرى بزرگتر است و در نزديك محراب نيز چهار طرف ستون نصب كردهاند و چهلچراغ بزرگى سلطان عبدالعزيز در نزديك محراب آويخته است و منبرى كه مرصّع به آج و آبنوس است، سلطان نورالدين شهيد در حلب براى اين جامع ساخته بود كه بفرستد، ملك صلاحالدين كه در سنۀ 579 فتح حلب نمود اين منبر را آورده در اين مسجد گذارد. و در سمت غربى اين جامع، مسجد مطوّلى است كه از جانب به آنجا راه است و اين مسجد در طول غربى واقع است و معروف به جامعالنّساء است. گويند از بناى فاطميّين است و از زاويۀ سمت شرقى جامع نيز راهى به مسجد ديگر است كه آن را مسجد عمر مىگفتند، چندان وسيع و عالى نبود. در محراب آن بعضى ستونهاى سنگى تازه نصب كرده بودند و خوب حجّارى كرده بودند و پارهاى مىگويند: اين مسجد نيز از آثار بنىاميّه است. و در سمت شمال جامع عمر ايوانى است كه گويند: مقام عُزَيز بوده است. و در جنب آن ايوان، از جهت شمال، ايوان ديگرى است كه محراب زگريا در آنجا و در جامع مزبور دو محراب است، محراب بزرگ جانب شرقى منبر را محراب داود گويند و محراب جانب مغرب را محراب معاويه نامند و در برابر اين جامع، در بيرون آن، حوض مدوّرى از سنگ ساختهاند و كشكولى از سنگ در وسط آن است گويند، آب اين حوض را از جانب خليلالرحمن آورند.