105شمال است و از وسط آن درى بطور هلالى ساختهاند كه داخل به شبستان مىشوند، ولى سقف آن خراب شده؛ سه تير آن افتاده است و در اين مدت مردى پيدا نشده كه مسجد آن زن را تجديد نمايد و در طرف درِ هلالى شبستان نيز دو طاقچۀ هلالى است كه آن هم پنجره ندارد و در پايين مسجد، به فاصلۀ يك ميدان، چاهى است كه تقريباً پانزده ذرع عمق آن است و آب قليلى دارد كه به زحمت كفايت آن جمع كثير را مىكند. دو ساعت به غروب مانده كه حجاج كمكم رفتند و آن وادى خلوت شد، در ميان خيمه غسل كرده احرام بستند و با جميع اتباع به هيئت اجماع به جانب مسجد رفتم و بعد از دعا و نيت، تلبيه كنان از مسجد بيرون آمده، به خيمه آمدم. نزديك غروب در بيرون خيمه استهلال كرده، هلال را ديدم و آلاىبيك را خواسته به او هم هلال را نمودم كه در روز عرفه اختلافى به هم نرسد؛ چون از تقويم سالنامۀ اسلامبول اطلاع داشتم، بر طبق آن جواب داد كه رؤيت هلال را ديشب كردهاند و امروز غرۀ ماه است و مقصودش اين بود كه عرفه به جمعه افتاده، امسال حج آنها حج اكبر است. گويند هر سالى كه قاضى آنها اثبات اين مطلب كرده، حج را به اصطلاح آنها حج اكبر ساخت، از جانب دولت عليّۀ عثمانى وظيفۀ كلى به او عطا شود كه در نسل او باقى و برقرار بماند؛ ولى آنچه در كتب احاديث ديده شده، حج اكبر سالى بود كه مسلمين و مشركين هر دو به زيارت خانۀ خدا فائز و نايل شدهاند. وقتى كه در روز عرفه اختلافى ميان شيعه و سنى واقع شد، نتيجۀ آن در عزيمت به عرفات معلوم گردد. آن كه جمعه را عرفه مىداند، روز پنجشنبه را روز قرار داده حركت مىكند و آن كه جمعه را عرفه نداند، روز جمعه را روز ترويه قرار داده حركت مىكند. بالجمله از جواب آلاىبيك معلوم و ظاهر شده كه امسال در روز عرفه اختلاف خواهد شد. و از وقايع امروز اين بود، پيرمردى از حجاج شيعه در عقب مانده به سعديه نرسيده بود و صد و پنجاه تومان هم پول و اسباب همراه داشته است كه با بار خود در عقب قافله مانده است.
به مجرد آن كه مطلع شدم فوراً به آلاىبيك پيغام دادم كه حتماً بايد اين پيرمرد را با مالش پيدا كرده به سعديه برسانى كه خيال من آسوده شود. او هم سه نفر شتر سوار فرستاد، بعد از دو ساعت پيرمرد و مالش را به سعديه آوردند. چهار نفر پيادۀ ديگر را هم كه در راه مانده بودند آوردند. الحق آلاىبيك مرد كافى كار آمدى بود و نهايت مواظبت را در خدمات ما داشت.